مشاوره مجازی برای دانش آموزان دانشجویان وداوطلبان کنکور
.
ادامه مطلب رو بخونید
انتخابي براي آينده
سيدرضا رحيمي
براي انتخاب رشته بدون در نظر گرفتن رتبه انتخاب خود را از مطلوبترين رشتهها آغاز كنيم.
براي انتخاب رشته معمولاًً پيشنهاد ميشود كه بدون در نظر گرفتن رتبه يا نمره، انتخاب خود را از مطلوبترين رشتهها آغاز كنيم، چرا كه نحوه چينش رشتهها تاثيري در قبولي يا قبول نشدن ندارد، اما اين نكته را بايد در نظر داشت كه رشتههاي گروه انساني در پنج زير گروه تقسيم شدهاند كه ضريب درسهاي اختصاصي در هر زير گروه متفاوت است. به عبارتي، تفاوت ضريب درسها بيان كننده ميزان اهميت آن درس در رشتههاي آن زير گروه است.
مثلاً ضريب 4 در زير گروه3، مربوط به رشتههاي مديريت و حسابداري، نشاندهنده اهميت اين درس در اين رشتههاست، بنابر اين در صورتي كه كسي وضعيت مناسبي در درس رياضي ندارد، چندان صلاح نيست كه اين رشتهها را انتخاب كند.
اما مطلب ديگري كه نبايد از آن غافل شد، اين است كه در گروه آزمايشي......
ادامه مطلب را بخونيد
دیباچه:
رشته بهداشت محیط به مطالعه مسائل زیست محیطی از قبیل آب، فاضلاب، زباله، هوا و کنترل بهداشتموادغذایی میپردازد تا دانشجویان پس از فارغالتحصیلی بتوانند در اجتماعات کوچک مستقر شده و پس از مطالعه وبررسی مشکلات بهداشت منطقه در جهت رفع این مشکلات قدم بردارند؛ یعنی دانشجویان باید بتوانند بادادن طرحهایی مفید و عملی در زمینه تأمین آب آشامیدنی سالم کمی و کیفی، دفع صحیح زباله،بهسازی اماکن عمومی، مبارزه با حشرات و ناقلین بیماری، مردم را در رفع این مشکلات راهنمایی وکمک کرده و اطلاعات و آمارهای لازم را در موارد فوق جمعآوری و طبقهبندی نمایند.این رشته در...ادامه مطلب را کلیک کنید
|
|
رشته هاي بومي |
|
|
به منظور اينکه رشته هاي تحصيلي در سطح کشور متناسب با جمعيت هر منطقه تقسيم مي شود و پذيرفته شدگان هر رشته با مشکلات آموزشي، تحصيلي و رفاهي مواجه مي شوند لذا گزينش داوطلبان با توجه به ماهيت رشته و گسترش در سطح کشور به صورت بومي صورت مي گيرد. بدين منظور حدود 80 درصد از ظرفيت هاي بومي رشته ها به داوطلبان همان منطقه اختصاص مي يابد. محاسبات مربوط به رشته هاي بومي بسيار پيچيده است و توسط سازمان سنجش انجام مي گيرد. لذا داوطلبان بدون نياز به محاسبات آماري پيچيده فقط بايد به اولويت بندي رشته ها بر اساس ميزان علاقه مندي بپردازند. گفتني است که ترتيب محل قرار گيري رشته بومي در ميزان
و شانس قبولي فرد هيچ تأثيري ايجاد نمي کند بلکه شانس قبولي صرفأ بستگي به نمره ي تراز داوطلب دارد و لذا توصيه مي شود که داوطلبان در اين زمينه به شايعات مراکز غير معتبر توجه نکنند و فقط ملاک خود را دفترچه هاي سازمان سنجش قرار دهند. رشته هاي مختلف تحصيلي با توجه به ضرورت بومي شدن به 4 دسته تقسيم مي شوند: ادامه مطلب را کلیک کنید |
بر اساس شواهد موجود در مراكز مشاوره يكي از بهترين مسايلي كه براي دانشجويان مشكلات روحي مختلف ايجاد ميكند نداشتن علاقه به رشته تحصيلي كه عمدتاً به عدم آشنايي آنها در زمان انتخاب رشته برميگردد. اگر رشته تحصيلي بر علايق و رغبتهاي واقعي فرد منطبق نباشد، دانشگاه علاوه بر اينكه نميتواند موجب القاء فكري و شخصيتي در او شود بلكه باعث خستگي روحي و جسمي در او ميگردد.
آن چه كه توسط سازمان سنجش به داوطلبان كنكور سراسري توصيه مي شود اين است كه داوطلبان ميبايست كد رشته هاي انتخابي خود را به ترتيب علاقه مندي در فرم انتخاب رشته درج نمايد. مطلب مهمي كه در اين توصيه كوتاه به چشم مي خورد، پر نمودن فرم انتخاب رشته به ترتيب «علاقه مندي است. اصولاً علاقه به معني ترجيح ميان اشياء مختلف هنگام تصميم گيري است. به عبارتي ديگر علاقه نوعي انگيزه بالفعل است. علاقه و رغبت ياد گرفتني هستند و بر اثر تعامل با محيط خارج حاصل ميشوند. علاقه زماني بوجود مي آيد كه انسان چيزي را دوست بدارد، آن را مورد توجه قرار دهد، درباره آن بيانديشد و از آن لذت ببرد. نتايج تحقيقات مختلف نشان مي دهد كه هر چه سن فرد بالاتر مي رود، رغبت هوش و استعداد را نيز تحت تأثير قرار مي دهد بطوري كه اگر فردي انگيزه كاذبي در انتخاب رشته داشته باشد علايق وي نيز بطور كاذب تغيير خواهد يافت. به عنوان مثال فردي ممكن است در اثر القاء ديگران نسبت به يك رشتهي خاص بصورت كاذب علاقه مند شود و آن را بعنوان ادامه تحصيل انتخاب كند ولي پس از فارغالتحصيلي متوجه شود كه آن رشته با روحيات او منطبق نبوده است. متأسفانه در ميان جامعه ما در اثر باورهاي غلط بعضي از افراد، علاقه مندي كاذبي نسبت به رشته هايي همانند علوم پزشكي، مهندسي، حقوق و … وجود دارد. (ادامه مطلب را کلیک کن)
|
|
|
ديباچه : سينما هنري است مبتني بر ضبط تصويري حوادث و تركيب خاص و عرضه آنها توام با صدا كه با طرح مفاهيم گوناگون به صورت بياني ويژه در عرضه هنرها تجلي ميكند. نوع و كيفيت ارتباط اين رشته با ساير رشته هاي هنري به گونه اي است كه ميتواند از همه آنها به صورت كمكي سود جويد . سينما با طرح مجموعه اي تركيبي از تصاوير و اصوات و با در نظر داشتن اصول حاكم بر اين هنرها ، به بياني دست مي يابد كه خاص هنر سينما است. هنر سينما از نظر محتوا مبتني بر زمينه هاي گوناگون علوم انساني ، علوم ارتباطات ، ادبيات و رشته هاي مختلف هنري بوده و از نظر تكنيكي از مباحث فيزيك صوت ، شيمي ، مكانيك و الكترونيك استفاده ميكند . كارشناسي سينما يكي از دوره هاي آموزش عالي است كه هدف آن تأمين افراد متعهد و متخصص دراين رشته است تا نيازهاي روزافزون جامعه رادر زمينه هاي مختلف هنر سينما پاسخگو باشد. اين رشته داراي 4 گرايش تدوين ، فيلمنامه نويسي ، كارگرداني و فيلمبرداري است. درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس مشترك در گرايشهاي مختلف سينما: فرهنگ عامه ، آشنايي با هنر در تاريخ ، آشنايي با ادبيات كهن ايران و جهان ، آشنايي با ادبيات معاصر ايران و جهان ، آشنايي با هنرهاي تجسمي ، تاريخ فلسفه ، جامعه شناسي موسيقي ، اصول و مباني ارتباطات ، طراحي مقدماتي ، تمثيل شناسي ، روانشناسي ، تاريخ اجتماعي ايران ، تاريخ اجتماعي جهان ، شناخت رنگ ، معماري ، ريتم در هنرها ، تاريخ سينما ، عكاسي ، گزارش نويسي ، مباني هنرهاي نمايشي ، اصول فيلمنامه نويسي ، اصول فيلمبرداري ، مباني تدوين ، اصول كارگرداني . دروس اصلي وتخصصي گرايش تدوين : صدا ، لابراتوار فيلم ، آشنايي با نقاشي متحرك ، مستند سازي ، توليد برنامه هاي تلويزيوني آشنايي با سبكهاي سينمايي ، موسيقي فيلم ، تدوين ، موسيقي ، تئوريهاي تدوين ، تركيب بندي تصوير، شناخت تحليلي تدوين ، پروژه نهايي . دروس اصلي و تخصصي گرايش فيلمنامه نويسي : آشنايي با متون نمايشي فيلم ، تحليل فيلم ، سبكهاي ادبي جهان ، شخصيت شناسي ، تاريخ ادبيات نمايشي ، داستان نويسي ، فيلمنامه نويسي ، آشنايي با شعر در ايران و جهان ، قصه در اديان ، آشنايي با ادبيات كودكان ، نمايشنامه نويسي ، تحليل فيلمنامه ، تصويرنامه نويسي پروژه نهايي . دروس اصلي وتخصصي گرايش كارگرداني : صدا ، لابراتوار فيلم ، آشنايي با نقاشي متحرك ، آشنايي با متون نمايشي ، مستندسازي تحليل فيلم ، توليد برنامه هاي تلويزيوني ،آشنايي با سبكهاي سينمايي ، موسيقي فيلم جلوه هاي خاص ، اصول بازيگري ، كارگرداني ، شيوه هاي رهبري بازيگر، مديريت توليد پروژه نهايي. دروس اصلي و تخصصي گرايش فيلمبرداري : صدا ، لابراتوار فيلم ، تحليل فيلم ، جلوه هاي خاص ، فيزيك نور و عدسي ، شناخت ابزار فيلمبرداري ، فيلمبرداري در نقاشي متحرك ، فيلمبرداري ، شناخت مواد خام ، پرسپكتيو رنگ و نور، نورپردازي ، تركيب بندي تصوير، گريم ، تصويربرداري ، پروژه نهايي. |
|
|
| علاقمندان به رشته حقوق در ادامه مطلب این رشته را معرفی کرده ایم. |
|
|
|
ديباچه : " آهاي ! سلام . با شماها هستم ! " اين عبارت ساده كه عنوان يك نمايشنامه آمريكايي اثر " ويليام سارويان " ميباشد ، علت وجودي تئاتر را توجيه ميكند . چرا كه تئاتر توسط افرادي در جهان آفريده شده كه نميتوانند در مقابل نياز به سلام گفتن مقاومت كنند . آنچه خوانديد بخشي از سخنان " ريچارد برتن " بازيگر بزرگ تئاتر و سينماي كشور انگلستان ، در معرفي ماهيت هنر تئاتر است . هنري كه امروزه ضرورت حفظ و حراست از آن بيش از هر زمان ديگر احساس ميشود . چرا كه در قرن بيست و يكم ايجاد ارتباط، مهمترين عامل در زندگي است و تئاتر كه مجموعهاي از تمام هنرهاي بشري از جمله نقاشي ، موسيقي ، شعر و ادبيات است ؛ ژرف ترين راه براي برقراري ارتباط فرهنگي، اجتماعي و سياسي با ديگري است . به همين دليل امروزه ما كمتر جامعهاي را در دنيا ميتوانيم تصور كنيم كه داراي شكلي از هنر نمايش نباشد . البته براي رسيدن به يك تئاتر واقعي كه بتواند وسيلهاي براي ارتباط باشد ، بايد از آموختههاي ديگران بهره گرفت و سپس خود آفريد ؛ يعني يك تئاتر خوب بيش از وسايل تكنيكي وامكانات ، نيازمند دانش تئاتر است . چون وقتي دانش تئاتر محور كار باشد ، خلاقيتهاي هنري و فني ، جاي خالي بسياري از عوامل ديگر را جبران ميكند و چه بسا عامل ابداع نيز ميگردد. ولي يك هنرمند بدون شعور تئاتري اگر تمام امكانات نمايشي را نيز در اختيار داشته باشد ، باز يك پايش لنگ است. از همينرو امروزه رشته نمايش به عنوان يكي از رشتههاي مهم هنري در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي تدريس ميشود اين رشته در مقطع كارشناسي داراي 5 گرايش ادبيات نمايشي ، كارگرداني ، بازيگري ، صحنهآرايي و نمايش عروسكي است. گرايش ادبيات نمايشي : هر متن نمايش علاوه بر هدفي كه متن به خاطر دستيافتن به آن به رشته تحرير درميآيد، متكي و پايدار بر سه عامل اساسي شخص بازيگر، عمل و بيان است كه در تركيب با يكديگر نمايشنامه را ايجاد ميكند . در گرايش نمايشنامه نويسي ، دانشجو ميآموزد كه چگونه يك نمايشنامه را براي اجرا بر روي صحنه بنويسد ؛ يعني چگونه خود را جاي يك يك افراد نمايش گذاشته و شخصيت آنها را به درستي خلق كند و با ايجاد گرههاي نمايشي و بازكردن آنها ، نمايش را از اول تا آخر به جلو ببرد . درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس مشترك در گرايشهاي مختلف نمايش : تاريخ نمايش ، جامعهشناسي ، آشنايي با ادبيات كهن ايران و جهان ، آشنايي با هنرهاي تجسمي ، اصول و مباني ارتباطات ، آشنايي با هنر در تاريخ ، آشنايي با ادبيات معاصر ايران و جهان ، فرهنگ عامه و تمثيلشناسي ، تاريخ فلسفه ، آشنايي با تعزيه ، مباني دكور و صحنهآرايي ، مباني نمايشنامهنويسي ، مباني بازيگري ، مباني نمايش عروسكي ، روش تحقيق و تدوين پاياننامه ، نمايش در ايران . دروس تخصصي گرايش ادبيات نمايشي : آشنايي با متون فارسينمايشي ، تاريخ ادبيات نمايشي ، اصول و فنون نمايشنامهنويسي، داستاننويسي ، سبكهاي ادبي جهان ، نقد در نمايش ، شخصيتشناسي ، ديدن و تحليل نمايش آشنايي با فيلمنامهنويسي ، نمايشنامهنويسي راديو و تلويزيون ، پاياننامه. گرايش كارگرداني : در قديم كارگردان تنها مراقب بود كه " وحدت نمايش " حفظ شود اما امروزه كارگردان مسؤوليت " معني " آن را نيز برعهده دارد . كار هنري كارگردان را ميتوان به دو مرحله تقسيم كرد . نخستين بخش تهيه و تدارك و مشتمل بر انتخاب متن ، تجزيه و تحليل آن و انتخاب بازيگر است و بخش دوم كار عملي با بازيگران ؛ يعني فرآيند تمرين ميباشد. دروس تخصصي گرايش كارگرداني : كارگرداني ، تحليل نمايشنامه ، نمايش ايمائي ، امكانات صحنه ، موسيقي صحنه ، موسيقي در نمايش ، شيوههاي نمايش در ايران ، سبكها و شيوههاي اجرا ، ماسك و گريم ، دكور، اصول كارگرداني نمايش راديوئي ، ديدن و تحليل نمايش ، اجراي كارگاهي نمايشهاي ايران ، تركيب در صحنه ، اصول كارگرداني نمايش تلويزيوني ، پاياننامه . گرايش بازيگري : بازيگري در مفهوم حرفهاي آن ، كشف حقيقت بي هيچ ابهامي در گفتار نويسنده و انتقال اين كشف به تماشاگر است. در واقع بازيگر، يعني كسي كه با صداقت تمام به آنچه بر روي صحنه ميگذرد ، ايمان داشته باشد و با تمام وجود نقش خود را بر روي صحنه تجربه كرده و در واقع بر روي صحنه زندگي كند . بايد گفت كه هنر بازيگري در طول تاريخ پيشرفت قابل توجهي داشته و روشها و تكنيكهاي مختلفي در اين هنر ايجاد شده است . در نتيجه امروزه تحصيل آكادميك بازيگري ضروري است . دروس تخصصي گرايش بازيگري: امكانات صحنه ، نمايش ايمائي ، تحليل نمايشنامه ، بدن ، بيان ، شيوههاي نمايش در ايران، ماسك و گريم ، سبكها و شيوههاي اجرا ، شخصيتشناسي ، تربيت حس ، بازيگري، اجراي كارگاههاي نمايشهاي ايراني ، بازيگري سينما ، ديدن و تحليل نمايش ، بازيگري راديو و تلويزيون ، پاياننامه . گرايش صحنهآرايي : يك صحنهآرا با توجه به امكانات سالن و دستگاههاي مكانيكي موجود ، فضاي كلي نمايش را ايجاد ميكند و به همين دليل طراح نور، طراح لباس و چهرهپرداز زير نظر وي فعاليت ميكنند . همچنين يك صحنهآرا تلاش ميكند تا به سادهترين وجه ، حسهاي موجود در نمايش را به ياري دكور ايجاد نمايد چون حتي يك رنگ نامناسب در صحنه ، ميتواند فضا را مخدوش كند. دروس تخصصي گرايش صحنهآرايي : طراحي و نقاشي ، نقشهكشي ، شناخت مواد ، آشنايي با فضاهاي سنتي ايران ، آشنايي با طراحي و دوخت لباس ، تاريخ تحولات دكور، امكانات صحنه ، كارگاه رنگ ، پرسپكتيو در صحنه ، نور در صحنه ، تاريخ لباس در غرب و ايران ، ماسك و گريم ، شيوههاي نمايش در ايران ، ديدن و تحليل نمايش ، كارگاه دكور و صحنهآرايي ، اجراي كارگاهي نمايشهاي ايراني ، طراحي صحنه نمايش عروسكي، آشنايي با صحنه سينمائي و تلويزيوني صوت ، پاياننامه . |
|
در ادامه مطلب ادامه نمایش +حسابداری رامعرفی کرده ایم حتما بخونید.. |
|
|
|
ديباچه : خاموش باش و آرام قدم بردار تا جذبه آسماني محراب ، صلابت ستونها و منارهها و ظرافت كنگرهها تمامي وجودت را تسخير كند . به دقت نگاه كن و بگذار نوري كه از پس شيشههاي رنگين به داخل ميتابد همه رنگ و تلألؤ خود را ميهمان چشمهايت كند تا تو ببيني كه چگونه زمين و آسمان به هم پيوند ميخورند و سپس گلها و اسليميها در يك بهار هميشگي سر بر ميآورند . اينجا كجاست ؟ اينجا مسجد امام ، هشت بهشت ،گنبد قابوس، ارگ بم ، سلطانيه يا هر بناي ديگري است كه شاهكار هنر معماري ايرانيان است . هنري كه پر از ابتكار، زيبايي ، اصالت ، الهام و احترام به طبيعت است و به گرمي موسيقي و به شيريني شعر فارسي است . نه ! اشتباه نكن ! معماري تنها هنر ساختن بناهاي آجري و گنبدهاي دوار نيست كه بگوئيم عمر آن در هزاره سوم ميلادي به پايان رسيده است بلكه براي ساخت آسمان خراشها ، برجها و مجتمعهاي امروز، بيش از حياطهاي پر باغچه ديروز به معماران هنرمند و كارآمد نياز داريم و از همين رو رشته معماري يكي از رشتههاي مهم دانشگاهي است كه امروزه در دانشكدههاي فني يا هنري دنيا تدريس ميشود. اين رشته داراي دو جنبه هنري و فني است . در اين ميان درسهاي طراحي ، زيباشناسي و نحوه زيباكردن حجمها ، نماها وپلانها به هنر بر ميگردد و دروسي مثل سازههاي بتني و فلزي ، مقاومت مصالح ، ايستايي ، تأسيسات مكانيكي و الكتريكي به جنبه فني اين رشته مربوط ميشود . در اين رشته دروس هنري اهميت بيشتري داشته و دروس علمي و فني در راستاي دروس هنري است . براي مثال يك معمار در طراحي خانه بايد فضاي آرامشبخشي را ايجاد كند تا باعث اضطراب ، خستگي و دلتنگي نگردد . كاري كه بيش از رعايت اصول فيزيكي مثل نور و صوت ، نياز به آشنايي با اصول زيباييشناسي دارد . تواناييهاي لازم : معماري بيش از آنكه علم و تكنيك باشد ، ذوق و سليقه و استعداد است و معمار كسي است كه طرحهاي فردياش با نقاشي و مجسمهسازي رقابت كند و در واقع بتواند مجسمهاي كاربردي بسازد . دانشجوي اين رشته علاوه بر توانمندي در طراحي و قدرت تجسم و خلاقيت ، لازم است كه در درس رياضي بخصوص در هندسه قوي باشد چون براي آموزش فن و تكنيك معماري بايد دروسي مثل هندسه كاربردي ، هندسه مناظر و مرايا و رياضيات و آمار را مطالعه كرد . موقعيت شغلي در ايران : با توجه به اين كه در سطح كارشناسي به جنبههاي فني معماري توجه بيشتري ميشود ، در نتيجه فارغالتحصيل اين رشته ميتواند به ساختمان سازي ( طراحي فني ساختمانهاي مختلف ) بپردازد اما فارغالتحصيل كارشناسي ارشد چون جنبههاي هنري معماري را آموزش ديده است ، بيشتر به هنر معماري ميپردازد . مهندس معمار علاوه بر طراحي بناها ميتواند به طراحي و ساخت ماكت و طراحي معماري داخلي بپردازد يا به عنوان ناظر ساخت فعاليت كند . در ضمن فارغالتحصيل معماري آمادگي كار در رشتههاي مرتبط با معماري مثل طراحي صحنه يا طراحي صنعتي را نيز دارد . درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس پايه : هندسه كاربردي ، كارگاه مصالح و ساخت ، درك و بيان محيط، بيان معماري ، هندسه مناظر و مرايا ، رياضيات و آمار، انسان، طبيعت ، معماري ، مقدمات طراحي معماري . دروس اصلي : مباني نظري معماري ، آشنايي با معماري جهان ، برداشت از بناهاي تاريخي ، آشنايي با معماري معاصر، نقشهبرداري ، تنظيم شرايط محيطي ، تأسيسات الكتريكي (نور و صدا)، تأسيسات مكانيكي ، مقاومت مصالح و سازههاي فلزي ، سازههاي بتني ، ايستايي ، متره و برآورد ، مديريت و تشكيلات كارگاه ، مصالح ساختماني ، ساختمان ، روستا ، طرح معماري . دروس تخصصي : آشنايي با مباني برنامهريزي كالبدي ، تحليل فضاهاي شهري ، آشنايي با مرمت ابنيه ، طرح معماري ، طراحي فني ، طرح نهايي . |
|
|
|
ديباچه: طبق آماري كه در سال 1993 گرفته شده است، نوجوانان آمريكايي تا پايان دبيرستان 19 هزار ساعت به تلويزيون نگاه ميكنند ؛ يعني بيشتر از مدت زماني كه در كلاس درس حضور دارند ، وقت خود را صرف تماشاي تلويزيون ميكنند . متأسفانه دركشور ما آمار دقيقي در اين زمينه وجود ندارد . اما تأثيرپذيري بسيار زياد نوجوانان و جوانان ما از شخصيتهاي تلويزيوني ، بيانگر آن است كه جوانان ، بخش عظيمي از وقت خود را صرف تماشاي تلويزيون ميكنند و در اين ميان تله تئاترها ، فيلمها و سريالهاي تلويزيوني كه در حيطه كار كارگردانان تلويزيون است ، بيشترين مخاطب را دارند . تخصص كارگرداني تلويزيون ازدو سال پیش در دانشكده صدا و سيما در دو گرايش نمايش و مستند ارائه ميشود . گرايش نمايش : كارگرداني تلويزيوني يك رشته كاربردي است و هدف آن تربيت نيروي متخصص ، متعهد و خلّاق برنامهساز در جهت سياستهاي سازمان صدا و سيما است ؛ افرادي كه به ياري معلومات و مهارتهاي فني ، تكنيكي ، هنري و تحليلي ، زمينه ساخت و توليد انواع برنامههاي تلويزيوني را فراهم ميآورند . در واقع كارگردان تلويزيون كسي است كه ذهنيت خود را با استفاده از آموزشهاي كلاسيك و آكادميكي كه در خصوص برنامهسازي تلويزيون در طول دوران تحصيل كسب كرده است ، به تصوير ميكشد و با خلاقيت و نوآوري به توليد برنامههاي تلويزيوني ميپردازد . در اين ميان ، دانشجويان گرايش نمايش ، به مطالعه ، پژوهش و تجربه در كارگرداني انواع برنامههاي داستاني تلويزيون اعم از سريالها ، برنامههاي كوتاه و تلهتئاترها ميپردازند . به عبارت ديگر، دانشجويان اين گرايش ، روشهاي طراحي و توليد يك برنامه داستاني از عرصه ايده تا ساخت در استوديو يا واحد سيار، پخش و ارزشيابي آن را فرا ميگيرند و در اين ميان با چگونگي نقد و تحليل برنامههاي تلويزيوني ، تحولات اجرا ، تصويرنامهنويسي ، جلوههاي خاص ، طراحي صحنه ، شيوههاي بيان و نحوه ارتباط تنگاتنگ فرم و محتوا آشنا ميشوند . گفتني است كه تمامي اين دروس همراه با فعاليتهاي عملي و كارهاي كارگاهي است تا دانشجويان با استفاده از امكانات و تجهيزات كاربردي دانشكده و سازمان صدا و سيما بتوانند ، تجربه و مهارت لازم را براي ساخت و توليد برنامههاي داستاني تلويزيوني كسب نمايند . درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس مشترك در هر دو گرايش : مباني ارتباطات ، مردمشناسي و رسانههاي تصويري ، عكاسي ، آشنايي با هنر در تاريخ ، تاريخ تلويزيون و فناوري رسانههاي جديد ، حكمت هنر اسلامي ، ارتباطات بصري ، آشنايي با فلسفه ، پژوهش و نگارش در تلويزيون ، تلويزيون: زبان و ساختار ، درك و بيان بصري ، مخاطبشناسي تلويزيون ، فلسفه هنر، ابزارشناسي توليد ، شناخت عوامل نمايش ، گونهشناسي فيلم ، مباني برنامهسازي تلويزيوني ، كارگاه تصوير و نور، مباني تدوين ، مباني برنامهسازي تك دوربينه ، گونهشناسي برنامههاي تلويزيوني ، مباني كارگرداني نمايش ، مستندشناسي ، موسيقي در فيلم و تلويزيون ، تدوين ديجيتال ، جلوههاي خاص ، كارگاه چند رسانهاي ، طراحي و مديريت توليد ، تلويزيون آموزشي ، پروژه نهايي . دروس تخصصي گرايش نمايش : بازيگرداني و كارگرداني ، برنامهسازي استوديويي ، تصويرنامه نويسي ، سمينار برنامهسازان تلويزيوني ، واحد سيار، برنامهسازي تك دوربينه ، كارگاه نمايش تلويزيوني . گرايش مستند : با اشتياق دوربين را به دست ميگيرد و شتابان در موج جمعيت ، در بازارها ، كنار رودخانهها و در حاشيه جنگلها به دنبال سوژه ميگردد . زماني از شقايقها و آلالههاي خفته در سينه كوهساران صحنههاي زيبايي مييابد . زماني ديگر از رازهاي نهفته در سينه كوهنشينان و كويرنشينان آگاهي مييابد و آيينها ، آداب و رسوم و سور و سوگ مناطق مختلف ايران را به ياري عدسي دوربين خود به تصوير ميكشد تا تنوع فرهنگي و تعدد ميراثهاي فرهنگي ايران را به نمايش گذارد . اين، بخشي از دنياي كارگرداني مستند است ؛ دنيايي كه حيطه بسيار گسترده و وسيعي دارد و از يك سو شامل گزارش خبري ، ورزشي و اجتماعي ميشود و از سوي ديگر مستند مردمشناسي يا طبيعت را در برميگيرد . در واقع مستند ، خوراك بسيار مهمي براي تلويزيون است و خيلي از برنامههاي تلويزيوني ؛ از جمله گزارشهاي اجتماعي ، ورزشي ، مردمشناسي يا مستندهاي طبيعت در اين حيطه قرار دارد . از همينرو، از سال گذشته مستندسازي به عنوان يكي از گرايشهاي كارگرداني تلويزيون در دانشكده صدا و سيما مطرح گرديده است و دانشجويان اين گرايش با آموزش دروسي از قبيل فرم و محتوا در مستند تلويزيوني ، ژورناليسم تلويزيوني و مجله تلويزيوني ، اطلاعات لازم را براي مستندسازي كسب ميكنند. دروس تخصصي گرايش مستند : مستند تلويزيوني : فرم و محتوا ، نويسندگي براي مستند ، مستندسازي ، تاريخ و نقد فيلم مستند ، ژورناليسم تلويزيوني ، سمينار بررسي مستندسازان ، مجله تلويزيوني. تواناييهاي لازم : صدا و سيما از همه هنرها ؛ از جمله موسيقي ، معماري ، ادبيات ، نقاشي ، طراحي ، خطاطي و عكاسي بهره ميگيرد . به همين خاطر، دانشجوي كارگرداني تلويزيون بايد اطلاعات هنري گستردهاي در همه اين زمينهها داشته باشد . اما متأسفانه گاه داوطلبان شركتكننده در مصاحبه حضوري اين دانشكده ، از مهمترين و بديهيترين اطلاعات هنري بيخبر هستند . براي مثال هيچ اطلاعي از موسيقي كلاسيك و بزرگترين موسيقيدانهاي آن مثل باخ يا بتهوون ندارند . حتي داوطلبي در پاسخ به اين سؤال كه موسيقي كلاسيك چيست گفته است كه موسيقي بدون كلام را موسيقي كلاسيك ميگويند !! همچنين برخي از داوطلبان نميتوانند آنچه را كه ميخواهند ، بگويند. چنين افرادي نميتوانند كارگردان موفقي شوند ؛ چون كارگردان بايد بتواند با بازيگر يا فيلمبردارش بخوبي ارتباط برقرار كند و بگويد كه از او چه انتظاري دارد. همچنين دانشجويان اين رشته بايد روابط اجتماعي خوبي داشته و بتوانند يك گروه را بخوبي اداره كنند. از همينرو، افراد گوشهگير و منزوي و كساني كه منتظرند ديگران وظايفشان را به آنها گوشزد كنند ، در اين رشته موفق نخواهند شد . در كل داوطبان بايد بدانند كه در اينجا چيزي تزريق نميشود تا يك نفر كارگردان ، طراح يا برنامهساز شود . بلكه استادان دانشگاه فقط راه را نشان نميدهند و خود دانشجو بايد با تلاش بسيار و مطالعه فراوان به نتيجه برسد. در اين رشته تسلط به زبان انگليسي نيز بسيار مهم است ؛ چون دانشجويان بايد بتوانند از منابع و مآخذ درجه يك استفاده كنند ؛ منابعي كه اكثر قريب به اتفاق آنها به زبان انگليسي است. و بالاخره اينكه هنر، يكي از واديهاي عشق است و فردي كه وارد آن ميشود ، بايد عاشق باشد . كار هنري با فشارهاي عصبي و روحي بسياري همراه است و بيشتر اوقات نيز از شهرت و معروفيت در آن خبري نيست . براي مثال ميتوان به " ژرژمليف " پدر سينماي داستاني اشاره كرد كه در اواخر عمرش در يكي از متروهاي پاريس در حال دستفروشي پيدايش كردند . ويژگي عالم هنر اين است كه وقتي آدمهاي جديد ميآيند ، آدمهاي قديمي فراموش ميشوند. براي همين اگر كسي عشق و علاقه واقعي به هنر نداشته باشد ، نميتواند در اين وادي دوام بياورد . و در نهايت اين كه يك مستندساز بايد فردي صبور، دقيق و تيزبين باشد . براي مثال ، يك كارگردان مستند طبيعت ، گاه لازم است كه ساعتها در گوشهاي بنشيند تا از پرندهاي كه ميخواهد در لانه خود به جوجهاش غذا بدهد ، فيلمبرداري كند. موقعيت شغلي در ايران : سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران رشتههايي را در دانشكده صدا و سيما ارائه ميدهد كه دانشجويان آن پس از فارغالتحصيلي ، شغل تعريف شدهاي نيز در سازمان داشته باشند . اما فرصتهاي شغلي فارغالتحصيلان ، تنها به سازمان صدا و سيما محدود نميشود و فارغالتحصيلان كارگرداني تلويزيون ميتوانند در سازمانهاي دستاندركار توليد برنامه و مراكز برنامهسازي تبليغاتي ، نهادهاي دولتي از قبيل كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، وزارت آموزش و پرورش ، سازمان تبليغات اسلامي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فعاليت نمايند . |
|
|
|
ديباچه : آيا ميتوان درها را به روي خود بست و به همه ملتها پشت كرد و از پيشرفت و سازندگي سخن گفت ؟ آيا ميتوان بدون شناخت زبان انگليسي كه زبان بينالمللي است ، از تمدن و فرهنگ اقوام و همچنين پيشرفتهاي علمي و فرهنگي و تحولات ادبي و هنري جهانيان آگاهي يافت ؟ و آيا ميتوان ارزش مطالعه آثار اديبان بزرگي چون شكسپير، مولير، ديكنز، پروست و صدها فيلسوف و انديشمند جهان را انكار كرد ؟ اينجاست كه بايد بر اهميت رشتههاي زبانهاي خارجه و بخصوص رشته زبان انگليسي مهر تأييد زد . رشته زبان انگليسي در مقطع كارشناسي داراي دو گرايش زبان وادبيات انگليسي و مترجمي زبان انگليسي است . گرايش زبان و ادبيات انگليسي : در گرايش زبان و ادبيات انگليسي طي سه ترم ، دروس پايه كه شامل خواندن ، نگارش و مكالمه است ، آموزش داده ميشود تا دانشجو با مسائل اساسي زبان آشنا گشته و آماده مطالعه دروس تخصصي خود شامل ادبيات انگليسي ، ترجمه ، زبانشناسي و روش تدريس آزمونسازي و نقد ادبي گردد . درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس مشترك در گرايشهاي زبان انگليسي : خواندن و درك مفاهيم ، دستور و نگارش ، گفت و شنود آزمايشگاه ، متون يادگيري زبان نگارش پيشرفته ، ترجمه متون ساده ، اصول و روش ترجمه ، كاربردهاي اصطلاحات و تعبيرات در ترجمه ، آواشناسي انگليسي ، درآمدي بر ادبيات انگليسي ، خواندن متون مطبوعاتي ، نمونههاي نثر ساده ، بيان شفاهي داستان ، نامهنگاري انگليسي ، مقالهنويسي بررسي آثار ترجمهشده اسلامي ، اصول و روش تحقيق ، آزمونسازي زبان ، روش تدريس دروس تخصصي گرايش زبان و ادبيات انگليسي : كليات زبانشناسي ، زبان دوم (فرانسه يا آلماني) ، داستان كوتاه ، سيري در تاريخ ادبيات انگليسي ، فنون و صناعات ادبي ، ترجمه متون ادبي ، نمايشنامه ، شعر انگليسي ، آشنايي با رمان ، اصول و روش نقد ادبي ، مكتبهاي ادبي ، متون برگزيده نثر ادبي . گرايش مترجمي زبان انگليسي: هر كشوري براي ارتباط سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، علمي ، فرهنگي و حتي مذهبي با كشورهاي ديگر نياز به مترجماني قدرتمند و متبحر دارد . دروس گرايش مترجمي زبان انگليسي به سه بخش دروس عمومي ، تخصصي پايه و تخصصي اصلي تقسيم ميشود كه دروس عمومي و تخصصي پايه بين دو گرايش زبان و ادبيات انگليسي و مترجمي زبان انگليسي مشترك است و دروس تخصصي اصلي مجزا ميباشد ؛ يعني دانشجويان گرايش مترجمي در اين بخش ، انواع دروس ترجمه مثل ترجمه انفرادي ، ترجمه پيشرفته ، ترجمه متون ادبي و اصول و روش ترجمه را ميگذرانند و دانشجويان زبان و ادبيات انگليسي شعر، ادبيات نمايشي ، رمان و تاريخ ادبيات انگليسي را مطالعه ميكنند . دروس تخصصي گرايش مترجمي زبان انگليسي: ساخت زبان فارسي ، آشنايي با ادبيات معاصر ايران ، نگارش فارسي ، واژهشناسي ، ترجمه پيشرفته ، ترجمه متون اقتصادي ، ترجمه متون علومانساني (جامعهشناسي ، تعليم و تربيت ، روانشناسي و حقوق) ، ترجمه متون سياسي ، ترجمه مكاتبات و اسناد زبان دوم ، ترجمه متون مطبوعاتي زبان دوم ، ترجمه شفاهي ، ترجمه نوار و فيلم ، بررسي مقابلهاي ساخت جمله ، اصول و مباني نظري، ترجمه متون ادبي. تواناييهاي لازم : دانشجوي زبان انگليسي نبايد دانشگاه را محلي براي آموزش ابتدايي زبان بداند بلكه بايد پيش از ورود به دانشگاه با زبان انگليسي آشنايي كامل داشته باشد و در دانشگاه با اصول و روش ترجمه و زبانشناسي يا ادبيات انگليسي آشنا گردد. همچنين يك دانشجوي مترجمي بايد به زبان فارسي تسلط كامل داشته باشد چون ترجمه از هر زباني به زبان فارسي علاوه بر مهارت در زبان انگليسي به مهارت بيشتري در زبان و نگارش فارسي نياز دارد. البته صِرف دانستن دو زبان ، انسان را مترجم نميكند بلكه بايد دانشجو اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد ، مثلاً نميشود چيزي از فلسفه ندانست و يك كتاب فلسفي را ترجمه كرد يا بدون اطلاع از زندگي ، افكار و دوران تاريخي يك نويسنده ، يكي از كتابهايش را ترجمه نمود. موقعيت شغلي در ايران : دانشجوي خوب گرايش مترجمي يك فارغالتحصيل موفق ميشود و در نتيجه فرصتهاي شغلي زيادي دارد. براي مثال ميتواند جذب صداوسيما ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران ، وزارت جهاد كشاورزي و وزارت امور خارجه شود يا در سازمانها و مؤسسات خصوصي كه با خارج از كشور ارتباط دارند و نيازمند به مترجم هستند ، فعاليت كند. يك فارغالتحصيل ادبيات انگليسي نيز ميتواند در حوزه كاري خود به ترجمه بپردازد ؛ يعني متون ادبي از جمله داستان يا شعر را ترجمه كند. |
|
|
|
ديباچه : اولين عكسها با دوربينهاي ابتدايي و كمترين تجهيزات توليد ميشدند و امكانات و تجهيزاتي كه امروزه براي عكاسان مهيا است، قابل مقايسه با آن زمان نيست. اما با كمي دقت ميتوان متوجه شد كه عكسهاي آن دوران با عكسهاي آتليهاي امروز تفاوت چنداني ندارند چرا كه هر دو، عكسهايي خشك و بيروح هستند كه همه چيز رويشان ثبت ميشود، بدون اين كه از خودشان اظهار وجودي بكنند. عكسهايي كه با حاشيهاي سفيد به كاغذ چسبيدهاند و اين خود تأكيدي بر فاصله اين عكسها با واقعيت است و چه تأسفبار است كه بسياري از مردم عكاسي را مساوي با همين عكسهاي پرسنلي و خانوادگي ميدانند! و متعجب هستند كه چرا عدهاي از جوانان براي فراگرفتن اين حرفه چهار سال در دانشگاه تحصيل ميكنند در حالي كه بسياري از عكاسان موفقي كه آنها ميشناسند، اين حرفه را نسل در نسل فراگرفتهاند و اصلاً تحصيلات دانشگاهي ندارند.اما استادان و دانشجويان رشته عكاسي نظري متفاوت دارند. آنها معتقدند كه استوديوهاي عكاسي به "حرفه عكاسي" ميپردازند در حالي كه دانشگاهها "هنر عكاسي" را آموزش ميدهند. دانشجويان رشته عكاسي با علوم و فنون مختلفي در زمينه عكاسي آشنا شده و همچنين رشتههاي مختلف عكاسي را از قبيل عكاسي خبري، تبليغاتي، علمي، طبيعت و پرتره آموزش ميبينند. البته اين اطلاعات خيلي جامع و عميق نيست چون هريك از رشتههاي فوق، خود دنياي گستردهاي دارد كه نميتوان طي چهار سال با آنها آشنا شد و اصلاً يك عكاس نميتواند با تمامي اين رشتهها و تجهيزات مربوط به آنها به خوبي آشنا گردد. در ضمن دانشگاه تنها راه دستيابي به اطلاعات علمي، فني و هنري مورد نظر در رشته عكاسي نيست. اما يك دانشجوي عكاسي ميتواند طي مدت كوتاهتري اين اطلاعات را كسب كند؛ يعني معلوماتي را كه يك عكاس تجربي طي مدت طولاني به دست ميآورد، يك دانشجو در مدت چهار سال آموزش ميبيند. در واقع يك عكاس به ثبت و گزينش لحظههايي از زمان ميپردازد كه دربردارنده نمايشي از حالات انساني، پديدههاي علمي، مناظر طبيعي يا هر موضوع ديگري است كه قابل ثبت بر روي نوار حساس فيلم ميباشد. اين گزينش از يك سو برپايه شناخت فرهنگ جامعه و شناخت عمومي هنرها استوار است و از سوي ديگر بر انتقال و تطبيق آنها با فنشناسي و علوم مربوط به عكاسي تكيه دارد و مهمترين كار عكاسي عبارت است از تلفيق به جا و درست اين دو با يكديگر. چرا كه فنشناسي در عكاسي به ساخت قالب اصلي عكس كمك ميكند و شناخت فرهنگ، جامعه و هنر به ساخت محتواي كار ياري ميرساند. تواناييهاي لازم : هنرمند عكاس به هنر ديدن مجهز است. چشمهاي هوشيار و جستجوگر او به معني مكانها، اشياء و حوادثي رخنه ميكند كه از نگاه لغزنده چشمهاي ديگران پنهان ميماند. بنابراين زيبايي را در چيزهاي پيشپا افتاده، غيرمعمول را در معمول و معني را در ظاهراً بيمعني ميبيند. همچنين يك عكاس بايد در محيط جامعه بوده و پرجنب و جوش باشد. چون عكاسي مثل نقاشي نيست كه در خانه بنشينيم و هرچه دلمان خواست نقاشي كنيم و حتي در تابستان، پاييز را بكشيم بلكه عكاسي شكار لحظهها است پس بايد در ساعات مختلف شبانهروز در مكانهاي متفاوت حضور داشت تا بتوان لحظه مورد نظر را شكار كرد. و بالاخره يك عكاس بايد اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد؛ يعني بايد شعر بخواند، داستان بخواند، روزنامه بخواند تا بفهمد در كجا و در چه زماني زندگي ميكند چون عكاسي كه در زمان حال نباشد، نميتواند عكس بگيرد. موقعيت شغلي در ايران : اكثر فارغالتحصيلان رشته عكاسي جذب مطبوعات ميشوند چون در حال حاضر ما شاهد گسترش مطبوعات و نياز آنها به عكاساني تازهنفس و متبحر هستيم. برپايي نمايشگاههاي صنعتي متعدد و توجه به آگهيهاي تجاري و فرهنگي نيز باعث شده است كه تعداد قابل توجهي از فارغالتحصيلان جذب عكاسي تبليغاتي بشوند، حوزه انتشارات نيز تعداد ديگري از فارغالتحصيلان اين رشته را به كار گرفته است و با كمال تأسف تعدادي از فارغالتحصيلان نيز استوديو باز كرده يا به عكاسي از مراسم و ميهمانيها ميپردازند در حالي كه براي كار در يك آتليه عكاسي نياز نيست كه دانشجو چهار سال در دانشگاه تحصيل كند بلكه ميتوان طي چند ماه بهراحتي فن عكاسي را فرا گرفت و يك آتليه عكاسي باز كرد. درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس پايه : مباني هنرهاي تجسمي، كارگاه طراحي پايه، كارگاه عكاسي پايه، هندسه مناظر و مرايا، هنر و تمدن اسلامي، آشنايي با هنر در تاريخ، آشنايي با هنرهاي سنتي ايران، آشنايي با رشتههاي هنري، كارگاه عكاسي رنگي. دروس اصلي : شيمي عمومي و شيمي عكاسي، فيزيك و ابزارشناسي، تاريخچه عكاسي، آشنايي با فيلمبرداري، نورپردازي، فنون عرضه و نمايش عكس، تجزيه و تحليل و نقد عكس، كارگاه تخصصي عكاسي، فنون بازسازي عكس. دروس تخصصي : كارگاه عكاسي، طرح و رساله نهايي. |
|
| |||||
|
ديباچه : يك زندگي آرام، شيرين و بدون تنشهاي عصبي بزرگترين آرزوي هر فردي است. آرزويي كه دستيابي به آن بسيار دشوار است . چرا كه امروزه افزايش مشكلات و پيچيدگي و آميختگي آنها با يكديگر، انسانها را بيش از زمانهاي گذشته در برابر شرايط دشوار، نامساعد و پرفشار قرار ميدهد تا جايي كه انواع فشارهاي رواني جزء لاينفك زندگي روزمره بسياري از ما شده است . و اين به معناي آن است كه ايجاد روابط سالم و صميمانه با همنوعان ، داشتن زندگي پرثمر و تحقق نيروهاي بالقوهاي كه در وجود تك تك انسانها به وديعه گذاشته شده است ، به سختي امكانپذير ميباشد . حال چه بايد كرد ؟ آيا ميتوان منتظر ماند تا تمامي مشكلات حل گردد و سپس در مسير زندگي گام برداشت ؟ يا بايد از دشواريها و مشكلات زندگي نهراسيد و حتي از شكست پلي براي پيروزي ساخت ؟ بدون شك تمام افراد بايد راه دوم را انتخاب كنند و براي پيشگيري از فشارهاي رواني از راهنمايي كارشناسان مشاوره و راهنمايي بهره ببرند . چرا كه اين افراد ميتوانند مردم را براي رسيدن به يك بهداشت همگاني در مقابل بيماريهاي روحي و رواني واكسينه كنند. رشته راهنمايي و مشاوره يكي از رشتههاي گروه علوم انساني است كه جنبه كاربردي دارد و دروس آن بيشتر در زمينه رشد ، ابعاد مختلف شخصيت آدمي و پيشگيـري از مشكلات و اختلالات بخصـوص مشكلات دانشآموزان و نوجوانان است . مشاور به افراد آموزش ميدهد كه چه كنند تا دچار بحرانهاي روحي نگردند و راه پيشرفت و تكامل را راحتتر و سريعتر طي نمايند . بخش ديگري از فعاليت مشاوره نيز شامل حال افرادي ميشود كه دچار بحران شدهاند و اكنون نميدانند كه چگونه بايد از بحران مورد نظر عبور كرده يا با آن كنار بيايند در اينجا مشاور به فرد مراجعه كننده كمك ميكند تا بتواند بر بحران موجود غلبه كند . مشاوره بيشتر جنبه كاربردي دارد و از تحقيقات و دادههاي روانشناسي براي حل مشكلات مردم ياري ميگيرد ؛ مردم عادي كه با بحرانهاي روحي روبرو هستند. تواناييهاي لازم : خوب گوش دادن و خوب سخن گفتن دو ويژگي مهم و ضروري براي دانشجوي رشته مشاوره است . يك مشاور بايد بتواند با صبر و بردباري و آرامش دروني خود، فضاي مناسبي براي مراجعه كننده ايجاد كند و به او اجازه دهد كه خود را تخليه كرده و دغدغههاي ذهني خويش را بيان كند. يك مشاور خوب بايد از مسائل اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و مذهبي جامعه نيز اطلاع داشته باشد . موقعيت شغلي در ايران : مشاوره داراي ابعاد مختلفي است و ميتوان براي انتخاب رشته تحصيلي ، ازدواج، شغليابي ، نحوه ارتباط در يك محيط صنعتي ، نحوه ارتباط اعضاي خانواده يا نحوه روبرو شدن با بحرانهاي دوران نوجواني و جواني از مشاور استفاده كرد . امروزه شغل مشاوره يكي از شغلهاي تعريف شده در آموزش و پرورش است . و هر مدرسه در مقطع متوسطه يا پيشدانشگاهي حداقل نياز به يك مشاور دارد . به همين دليل با كمبود كارشناس در رشته مشاوره روبرو هستيم . در ضمن يك مشاور ميتواند به غير از آموزش و پرورش در بهزيستي، كميته امداد ، فرهنگسراها ، مراكز بازپروري و زندانها به كار مشاوره بپردازد. درسهاي اين رشته در طول تحصيل : دروس پايه و اصلي : رياضيات پايه ، مباني جامعهشناسي ، انسان از ديدگاه اسلام ، روانشناسي عمومي ، اصول فلسفه آموزش و پرورش ، آمار توصيفي ، آموزش و پرورش ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه ، جامعهشناسي آموزش و پرورش ، روانشناسي از ديدگاه دانشمندان اسلامي ، مباني راهنمايي و مشاوره ، فيزيولوژي انسان (اعصاب و غدد) ، آمار استنباطي ، روشها و فنون راهنمايي و مشاوره ، سنجش و اندازهگيري در علوم تربيتي ، روشها و فنون تدريس، نماد خانواده در اسلام و ايران ، روانشناسي رشد ، روش تحقيق در علوم تربيتي و مشاوره ، مقدمات مديريت آموزشي ، روانشناسي يادگيري ، توليد و كاربرد مواد آموزشي ، مباني كامپيوتر، روانشناسي شخصيت ، روانشناسي تربيتي ، آسيبشناسي رواني ، مسائل جوانان و نوجوانان ، روانشناسي اجتماعي ، روانشناسي و آموزش افراد استثنايي ، بازي درماني ، اختلالات يادگيري ، آسيبشناسي اجتماعي ، بهداشت رواني . دروس تخصصي: راهنمايي و مشاوره تحصيلي ، راهنمايي و مشاوره شغلي ، كاربرد آزمونهاي رواني (هوش ، استعداد ، رغبت) ، كاربرد آزمونهاي تشخيصي و شخصيت در مشاوره ، نظريه مشاوره و رواندرماني ، راهنمايي و مشاوره گروهي ، مشاوره خانواده ، مددكاري اجتماعي در مشاوره ، روشهاي تغيير و اصلاح رفتار، متون تخصصي زبان ، پروژه تحقيقاتي ، تمرين عملي مشاوره (فعاليتهاي راهنمايي) ، تمرين عملي مشاوره (فعاليتهاي مشاورهاي(. | |||||
|
| |||||
|
|
|
|
ديباچه : باستانشناس فردي است كه در محلهاي باستاني كاوش ميكند ، يافتهها را مورد مطالعه قرار ميدهد و پس از تعيين ارزش مادي و معنوي و تخمين قدمت آثار، آنها را در بازارهاي عتيقه به فروش ميرساند . در گذشتهاي نه چندان دور، جامعه ما چنين ديدگاهي نسبت به باستانشناس داشت. در واقع مردم باستانشناس را با " عتيقه جمعكن " يا " عتيقهفروش " يكي ميدانستند . كاري كه بسياري از شاهزادگان و درباريان دوره قاجار و پهلوي به عنوان يك سرگرمي ساده ، براي كسب درآمد بيشتر انجام ميدادند . اما در حقيقت باستان شناس يك تاجر يا عتيقه جمعكن نيست. بلكه يك محقق است ؛ محققي كه شواهد لازم را براي تحقيقات خود از طريق بررسي ، پژوهش و كاوش در نقاط مختلف جهان كه روزي محل تردد ، سكونت يا هر نوع فعاليت انساني بوده است ، به دست ميآورد و سعي دارد تا گذشته را براساس يافتههاي خود بازسازي كند . باستانشناسي از يك سو مسير تاريخ راتعيين ميكند و از سوي ديگر مادر تاريخ است . در واقع روشنكردن گذشته هر جامعه از نظر اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي يا مذهبي بدون مراجعه به نظر باستانشناسان دشوار يا حتي غيرممكن است .
تواناييهاي لازم :
باستانشناس بايد علاقهمند به كار در طبيعت باشد ؛ يعني اگر جواني عاشق كاوش و جستجو و كشف مجهولات و نقاط تاريك تاريخ گذشته نباشد ، نميتواند در اين رشته موفق گردد. داشتن اطلاعاتي مناسب در زمينه تاريخ و جغرافياي ايران و كشورهاي همسايه همچنين تسلط به زبان انگليسي براي دانشجوي اين رشته ضروري است .
موقعيت شغلي در ايران :
در حالي كه ما تعداد قابل توجهي فارغالتحصيل باستانشناسي بيكار داريم ، بسياري از آثار باستاني كشور ما هنوز شناسايي و ثبت نشده است و حتي آثار ثبت شده نيز ، به خوبي حفظ يا معرفي نميشوند . در حقيقت با وجود اين كه در كشور ما زمينههاي ملي رشته باستان شناسي وجود دارد و بايد حداقل در منطقه خاورميانه ، باستانشناسي ما حرف اول را بزند اما متأسفانه در زمينه مطالعات باستانشناسي بسيار ضعيف عمل ميكنيم . به همين دليل به داوطلبان آزمون سراسري توصيه ميشود كه اگر ميخواهند وارد دانشگاه شوند تا بعد از ليسانس پول يا كار راحتي به دست بياورند ، رشته باستانشناسي را انتخاب نكنند ؛ چون حداقل در سطح ليسانس موقعيت كاري اين رشته بسيار محدود است . اما اگر عاشق و شيفته تاريخ ، تمدن و فرهنگ كشورشان هستند ، بدانند كه اين رشته آنها را راضي خواهد كرد .
درسهاي اين رشته در طول تحصيل :
دروس پايه :
تاريخچه علم باستانشناسي ، بررسي تمدنهاي باستاني از نظر قرآن كريم ، جغرافياي تاريخي ، اصول و مباني انسانشناسي ، اسطورهشناسي ، تاريخ هنر از باستان تا آغاز اسلام ، حفظ آثار باستاني ، اصول و مباني باستانشناسي .
دروس اصلي و تخصصي :
استخوانشناسي ، باستانشناسي پيش از تاريخ ايران ، ايران در آغاز شهرنشيني، باستانشناسي و هنر ايلام ، باستانشناسي ايران در هزاره اول قبل از ميلاد ، باستانشناسي و هنر ماد و هخامنشي ، باستانشناسي اشكاني ، باستانشناسي ساساني ، باستان شناسي وهنر اسلامي ، فلزكاري دوره اسلامي ، باستانشناسي پيش از تاريخ بينالنهرين ، هنر و معماري بينالنهرين در دوران تاريخي ، باستانشناسي مصر باستان ، باستانشناسي و هنر آسياي صغير، سكهشناسي ، شناخت مهر و تابلت ، تاريخ هنر نقاشي در ايران ، هنر يونان و روم باستان ، حفاظت اشياء باستاني ، باستانشناسي و هنر سرزمينهاي اسلامي ، سير تحول خطوط و خواندن كتيبههاي اسلامي ، كتاب آرايي ، هنر خاور دور، هنر هند باستان، خواندن خطوط باستاني ، تكنيك و هنر سفالگري ، طراحي و ترسيم مدارك باستاني ، روش كاوش ، موزهداري ، كاوش در محل ، طبقهبندي سفال ، بررسي آثار باستاني ، خواندن متون باستانشناسي ، باستانشناسي و هنر قلمرو غربي اسلامي . در ادامه مطلب رشته های مامایی .گرایشهای مهندسی شیمی وزبان اسپانیایی معرفی شده اند آنها را بخونید ونظر بدهید.. |
|
|
|
|
|
معرفی رشته حسابداری | |
|
| |
|
تغییرات سریع جامعه امروزی، حسابداری یا «زبان تجارت» را که در ثبت و تجزیه و تحلیل اطلاعات و تحلیل اطلاعات اساسی اقتصادی در مؤسسات مختلف مورد استفاده می باشد، بسیار پیچیده کرده است. تصمیم گیری صحیح و دقیق بر مبنای اطلاعات قابل اعتماد برای توزیع مطلوب ثروت و استفاده از منابع کمیاب ملی بسیار ضروری به نظر می رسد. بنابراین حسابداری نقش مهمی را در سیستم اقتصادی و اجتماعی هر جامعه ای ایفا می کند. در دنیای متغیر بازرگانی و صنعتی، نقش حسابداری عملاً و به تدریج تکامل پیدا کرده است. و علاوه بر وظیفه کنترل که نتیجه بسیار طبیعی کار حسابداری است، در مؤسسات اقتصادی با برنامه ریزی بازرگانی و پیش بینی های اقتصادی نیز نقش مهمی را بر عهده گرفته است. | |
|
| |
|
وب سایت شبکه رشد |
۸ بهمن ۱۳۸۶ |
|
وظيفه اصلي رشته علوم آزمايشگاهي شناخت علل ايجاد بيماريهاي مختلف و عوامل ايجاد كننده آنها ميباشد. ابزاري كه در تشخيص و درمان بيماريهاي مختلف بكار ميرود تحت عنوان پاراكلينيك ميباشد كه ميتوان به رشتههايي از قبيل راديولوژي، رشتههاي توانبخشي و پرستاري اشاره كرد. | |
|
| |
|
شبکه رشد |
۱۷ بهمن ۱۳۸۶ |
|
جمله مشهوريست که ميگويد هر که دو زبان را بداند در حکم دو نفر است.دانستن زبان انگليسي يا هر زبان ديگر قبل از آنکه در قالب يک رشته توضيح داده شود يک امکان فوقالعاده مناسب است براي استفاده از کتابها و مقالاتي که دوست داريم بدون هيچگونه واسطهاي آنها را مطالعه کنيم، بهترين ترجمهها و ماهرترين مترجمان آنچه به ما ميرسانند به اندازه اصل يک اثر نميتواند گويا باشد به عبارتي اينجا از جاهايي نيست که کپي برابر اصل باشد. زبان انگليسي به عنوان زبان علمي و فراگير جهان شناخته شده و به عبارتي زبان مشترک بسياري از مراکز علمي گشته است. | |
|
| |
|
شبکه رشد |
۲۱ بهمن ۱۳۸۶ |